سلام
دیروز سید محمد خاتمی رسما اعلام کاندیداتوری کرد. سخنرانی ایشون رو میتونید از اینجا بگیرید
.
آنچه مسلم است اکثر هواداران ایشان و طرفداران اصلاحات در ایران در آرزوی ایجاد دوم خردادی دیگر به سر می برند که دست بر قضا این بار 22 خرداد برگزار خواهد گردید.
اما باید ببینیم تفاوت های خرداد 76 با خرداد 88 در چیست و خاتمی 76 با خاتمی 88 چه تغییراتی کرده است.
مهمتر از همه از آنجا که تجربه 8 سال اصلاحات به دولتی نظیر دولت محمود احمدی نژاد ختم گردید، نخبگان و طرفداران اصلاحات باید در این اندیشه باشند که در صورت خلق دوم خردادی دیگر چه راهکاری می تواند از افول دوباره اصلاحات جلوگیری نماید.
در مورد خاتمی می توان گفت که وی تجربیات بیشتری نسبت به 12 سال پیش اندوخته است و مردم نیز شناخت شان از وی بیشتر شده است. این شناخت در عین حال که سبب ریزش آرای او در برخی اقشار خواهد شد اما به درک واقع بینانه تر از شرایط و آشنایی به موانع راه می تواند کمک کند.
به نظر نگارنده مهم ترین تفاوت خرداد 76 با خرداد 88 بایستی تفاوت میان هیجان و تدبیر باشد.
درست است که در جوانان موج احساسات غالب بر عقل گرایی می باشد و اکثریت حامیان سید خندان را همین قشر تشکیل می دهند، اما باید با روشن کردن راه و خط مشی سعی نمود تا هواداری ها بیش از آنکه جنبه احساسی و حمایت از یک قهرمان زورو مانند را داشته باشد ، بر پایه تفکر و مطالعه استوار گردد.
باید این احساس در جامعه به وجود آید که اگر دموکراسی در کشور حاکم شود همه اقشار از معلم و کارگر و کشاورز و روزنامه نگار و ... بهتر می توانند زندگی کنند و این استقرار دموکراسی بر شرایط اقتصادی ایشان نیز تاثیر مثبت خواهد گذاشت.
تجربه چهارساله احمدی نژاد باید این دستاورد را برای مردم ایجاد کند که جز در سایه جامعه ای مدنی و آزاد نمیتوان حتی به شرایط مطلوب معیشتی اقتصادی رسید.
بنابراین از طرفداران خاتمی انتظار می رود این بار با سر دادن شعارهای واقع بینانه تر و روشن نمودن راه و سختی های حاکم بر استقرار جمهوری، مانع از هدر رفتن فرصت های پیش رو شوند.
از احزاب و گروههای اجتماعی نیز انتظار میرود مردم را فقط برای زمان انتخابات نخواهند و در صورت پیروزی جبهه اصلاحات با ادامه ارتباط میان طبقات مختلف و دولت از طریق نهادسازی انجمن های صنفی در جهت ساختن جامعه مدنی تلاش نمایند تا شاهد ایرانی بهتر ، آبادتر و آزادتر باشیم.
به هر حال چند ماه آینده آبستن حوادث بسیاری خواهد بود و به نظر نگارنده این انتخابات می تواند آزمون بزرگی برای ملت ایران در انتخاب روش مورد علاقه برای حاکمیت بر سرنوشت خویش باشد. سه راه موجود است
1- تحت تاثیر القائات رسانه های حاکمیت قرار گرفتن و احیانا با دیدن ظاهر عوامفریبانه و مقدس مآب عده ای ، دولت چهار ساله احمدی نژاد را تمدید کردن
2- انتخاب مجدد دولت اصلاحات و علاقه به از سر گیری مطالباتی نظیر جامعه مدنی ، آزادی و استقلال . البته این بار با هوشیاری و ادامه دادن راه تا انتها . نشان دادن اینکه دموکراسی بهترین راه برای رفاه اقتصادی می باشد.
3- تحریم انتخابات و سیاه نمایی بیش از اندازه و به امید انقلابی دیگر نشستن تا اندک روزنه های موجود در سیستم نیز بسته شوند و ایران در سراشیبی میل به استبداد همچنان فرو غلتانده گردد.
راستی شما کدامیک را می پسندید؟
یاحق