تبليغاتX
روایتگرخاموش آزادی

روایتگرخاموش آزادی

یک وبلاگ شخصی است که به بیان نظرات راجع به تاریخ و حوادث روز جامعه می پردازد

سيزده آبان و يادي از مهندس بازرگان

سلام

دو روز ديگر ۱۳ آبان ديگري است. قبلا در همين بلاگ مطلب كاملي راجع به اين روز نوشته ام كه ميتوانيد در آرشيو ببينيد.

اما ميخواهم در اين پست خاطره اي از مرحوم مهندس بازرگان بنويسم

ايشان مي گويد:

" در بهار سال ۱۳۶۱  يكي از روساي سه قوه وقت در يك ملاقات خصوصي به بنده گفت: شاه بر اثر فشار حقوق بشر كارتر آزادي داد و ما از اين آزادي استفاده كرده از زندان بيرون آمده و انقلاب كرديم.اگر شاه آزادي نداده بود ما هنوز در زندان بوديم و و او همچنان بر تخت سلطنت مي بود. حال كه ما به حكومت رسيده ايم نبايد اشتباه شاه را تكرار كنيم! "

واقعا اين خاطره امروز چقدر براي نسل امروز ما قابل لمس است

ياد مرحوم بازرگان گرامي  و راهش پر رهرو

ياحق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 21:23  توسط روایتگر   | 

باز بر می گردم

سلام

یک سال و نیم است که خاموشی روایتگر به طول انجامیده است. انتخابات  انجام شد و دیدیم و کشیدیم و خوردیم و خفه شدیم و خاموش مانده ایم

حال دوباره آمده ام تا تاریخ را بنگارم برای آن که ملتی که تاریخ خود را نداند ناچار به تکرارش خواهد شد

و چه جالب که ما همچنان در حال تکرار آن هستیم

به زودی با مطالب جدید وبلاگ رونق دوباره خواهد یافت

یاحق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 15:39  توسط روایتگر   | 

باند بزرگ ظرفیت موسوی ، تهدید یا فرصت

سلام

با نزدیک تر شدن به انتخابات بازار حمایت های گروه ها و افراد از کاندیداهای ریاست جمهوری هر روز داغ تر می شود. در این میان به نظر می رسد تا به حال بیشترین حمایت ها معطوف به مهندس موسوی بوده است.

جبهه مشارکت ، کارگزارن و مجاهدین انقلاب از پیشگامان حمایت از وی به عنوان نامزد مورد نظر احزاب اصلاح طلب بوده اند. در این میان برخی چهره های اصولگرا نیز همانند مسیح مهاجری - مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی - عماد افروغ نیز علنا از شخص میرحسین موسوی حمایت کرده اند.

همچنین حضور یک گروه از بسیجیان حامی میرحسین و اخبار غیررسمی از حضور افرادی نظیر ناطق نوری در طیف حامیان آخرین نخست وزیر ایران جالب توجه است.

این اتفاق در جایی جالب تر به نظر می رسد که سید محمد خاتمی و ناطق نوری - دو رقیب تاریخی حماسه دوم خرداد - را بر سر سفره حمایتی یک کاندیدا قرار می دهد.


به نظر صاحب این قلم علت این همگرایی را می توان در سه علت زیر خلاصه نمود:

1- سابقه مدیریتی درخشان مهندس موسوی در دوران جنگ و حمایت بی شائبه امام از وی که منجر به قانع شدن تعدادی از اصولگرایان بر حمایت از او علیرغم تابلوی اصلاح طلبی اش می باشد.

2- عملکرد فاجعه بار احمدی نژاد در مدیریت کشور و عدم اعتنای وی به احزاب و پیشکسوتان سیاسی در اصولگرایان باعث دلسردی ایشان شده است و برخی افتضاحات نظیر قضیه کردان نیز - همان گونه که مسیح مهاجری عنوان کرده است - در این تصمیم موثر بوده است.

3- نبودن یک کاندیدای اصولگرای دارای رای و سابقه قوی که بتواند اصولگرایان ناراضی از سیاست های دولت را گرد هم آورد. شاید اگر قالیباف در صحنه حضور داشت می توانست این خلا را برای این دسته پر نماید.

حال باید دید اصولگرایان از این حمایت در پی چه چیز هستند و این ماجرا تا چه حد می تواند به سود و یا زیان شخص میرحسین موسوی باشد؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 19:7  توسط روایتگر   | 

دریغ است ایران که ویران شود

سلام

این خبر خیلی برام ناراحت کننده بود. امیدوارم تکذیب بشه. بخونینش

درحالی که با تصویب شورای انقلاب فرهنگی ، دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی‌

> خلیج‌ فارس به‌ تقویم‌ ایران‌ اضافه‌ شده است ، دولت نهم و این بار در عرصه

> ورزشی از موضع ایران مبنی بر نام جاودانه خلیج همیشه فارس عقب نشست و موضع جعلی اعراب را در قبال آن تقویت کرد.

>
>
>
> قضیه از آنجایی شروع شده است که ایران میزبانی بازیهای کشورهای اسلامی را
> برعهده گرفته است و طبق عرف بین المللی طراحی و چاپ پوسترها از اختیارات میزبان
> می باشد. در همین راستا مسئولین پوسترهایی با نقشه ایران از جمله خلیج فارس
> تهیه و چاپ کرده و مدال های این مسابقات را نیز بر مبنای نقشه کشورمان طراحی می
> نمایند.
>
>
>
> روز ششم اردیبهشت گروهی به سرپرستی عربستان برای نظارت بر چگونگی انجام این
> بازیها به ایران می آیند و با سازمان تربیت بدنی به گفتگو می نشینند و در این
> گفتگو با وقاحت تمام از ایران می خواهند نام خلیج فارس را از نقشه پاک و بجای
> آن نام خلیج(ع ر ب ی) بگذارند و تهدید می کنند در صورت عدم انجام این کار
> کشورهای عربی از حضور در این بازی ها انصراف خواهند داد. با آنکه انتظار می رفت
> نمایندگان سازمان تربیت بدنی همان لحظه پاسخی دندان شکن به اعراب بدهد اما
> سازمان تربیت بدنی طی نامه ای به احمدی نژاد کسب تکلیف می کنند.
>



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:45  توسط روایتگر   | 

نامه به میرحسین

سلام

این متن رو یکی از کاربران سایت کلوب برای میرحسین موسوی نوشته است که حیفم اومد اینجا نیارمش.

درود جناب موسوی

 

همیشه بیزار بوده ام از نامه نگاری های آنچنانی كه توامان می گردد با القاب متعدد پس می خواهم سخن بگویم با شما متفاوت از همه سلف ها چرا كه شما را هم متفاوت می بینم از همه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:33  توسط روایتگر   | 

چه کسانی رای نمی دهند؟

سلام

تقریبا یک ماه دیگر تا دهمین انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است و فضای کشور رفته رفته به سمت سیاسی تر شدن پیش می رود. به نظر می رسد جامعه پس از چهار سال مجددا فضایی پر شور را در صحنه سیاسی تجربه کند چرا که انتخابات های پر حاشیه مجلس هشتم و غیره هرگز نتوانست به ایجاد شور سیاسی در ایران بینجامد.

نکته بارز در این انتخابات که آن را از سایر انتخابات های گذشته متمایز می کند اجماع همگانی نخبگان ، روشنفکران دینی و غیر دینی ، احزاب سیاسی و حتی اپوزسیون داخل کشور نظیر نهضت آزادی بر لزوم شرکت در انتخابات و پرهیز از گزینه تحریم می باشد.

کارنامه چهار ساله محمود احمدی نژاد نشان داد که در صورت عدم شرکت قاطبه ملت و قهر مردم با صندوق های رای نتایج زیان باری می تواند نصیب کشور شود که ذکر آن در این مقال نمی گنجد.

اگر چه هنوز تا رسیدن به انتخاباتی آزاد که شایسته یک نظام جمهوری باشد فاصله زیادی داشته و بزرگان نیز بر این نکته تاکید کرده اند. اما نگارنده بر این اعتقاد است که برای نیل به دموکراسی و آزادی های اساسی و گردش آزاد اطلاعات - که در دل خود توسعه اقتصادی و رفاه و عدالت را نیز بایستی در بر بگیرد - تنها وسیله مدنی در اختیار جامعه انتخابات است.

حال عدم استفاده از این وسیله در شرایطی که در میان کاندیداها می توان به کسانی دل بست که می توانند شرایط بهتری را برای آینده ایران عزیز و توسعه و پیشرفت بیشتر فراهم کنند ، منطقی به نظر نمی رسد.

از آن گذشته به عقیده اکثر نخبگان اقتصادی و سیاسی کشورمان امروز در شرایطی است که می توان آن را به اتوبوسی مثال زد که با سرعت در سراشیبی دره می تازد. گرچه این اتوبوس راننده خود را هم به کشتن خواهد داد اما پیش از آن مسافرین صدمه می بینند زیرا راننده حداقل یک کمربند ایمنی دارد. امروز نیاز به کسی داریم که اولا ترمز این اتوبوس را کشیده و سپس در مسیر درست هدایت کند.

آیا با دست روی دست گذاشتن و ارائه نظریه های ایده آلیستی این راننده نابخرد دست از راندن به دره بر میدارد؟

روی سخن نویسنده با کسانی است که به تحریم انتخابات عقیده دارند:

1- تئوری شما برای اصلاح جامعه چیست و از چه راهی می خواهید حاکمان را مجبور به شنیدن سخن خود کنید

2- در شرایطی که حداقل نیمی از جامعه بنا به دلایل خاص خود اعم از تکلیف ، حجت ، منافع اقتصادی ، اجبار و... پای صندوق های رای حاضر می شوند عدم شرکت شما نمی تواند منجر به ایجاد موجی در جامعه شده و حاکمان را از عدم مشروعیت نظام نگران سازد.

3- از آنجا که عمده تحریمیان خواستار تغییر هستند پس در صورت رای دادن به رقیب نامزد مورد نظر حاکمیت رای میدهند. بنا براین با رای ندادن خود در واقع بر ماندن شرایط و پیروزی نامزد مورد نظر حاکمیت صحه گذاشته اند.

در پایان صریح عنوان می گردد که در این دوره رای ندادن به منزله رای به محمود احمدی نژاد است. پس کسانی که رای نمی دهید در صورت پیروزی وی خود را مسئول عواقب ناگوار ناشی از انتخاب مجددش بدانید.

ضمن آن که میزان حضور آرای خاموش در این دوره می تواند معیاری برای وزن کشی احزاب اپوزسیون تر در نظام باشد و در صورت حضور ایشان ، جایگاه احزاب مربوطه نظیر نهضت آزادی و .. را محکم تر سازد. هر چند عدم اطلاع رسانی شفاف و عذم وجود رسانه های مستقل شاید باعث نرسیدن صدای مخالفان به آحاد جامعه شود.

به امید انتخاباتی آزاد ، سالم و بانشاط که در جهت تحکیم و توسعه به سمت دموکراسی ، عدالت و اخلاق در جامعه در حال گذار ایران باشد.

یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:22  توسط روایتگر   | 

یاران مهندس بازرگان در کنار سید محمد خاتمی هستند

سلام

مهندس محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران طی یادداشتی نظر خود و حزب مطبوعش را راجع به انتخابات ریاست جمهوری دهم بیان کرد که در زیر می خوانید:

از اوايل سال جاري، براساس تحليل شرايط ايران، در مصاحبه‌هاي خود انتخابات رياست جمهوري دهم را بسيار مهم و سرنوشت‌ساز ارزيابي و براي موفقيت اصلاح‌طلبان ايران چند توصيه ارائه كرده‌ايم:

  • ضرورت اجماع اصلاح‌طلبان بر نامزد واحد، چراکه در غير اين‌صورت قطعاً شكست خواهند خورد.
  • ضمن احترام به همه نامزدها، در بين نامزدهاي مطرح اصلاح‌طلبان تنها كسي كه مي‌تواند محور یا لولای تجمع و همكاري طيف وسيعي از اصلاح‌طلبان باشد خاتمي است.
  • براي رقابت عملي با نامزد محافظه‌كاران ضروري است خاتمي جبهه فراگير اصلاح‌طلبان را از طريق گفتگو و برپايه برنامه حداقلي مورد توافق تشكيل دهد.

اينك كه آقاي خاتمي به رغم مصلحت‌انديشي‌ها، تهديدها و ارعاب‌ها، با توکل به خدا و اعتماد به پشتیبانی مردم، نامزدي خود را با پذيرش مسئوليت و رسالت تاريخي اعلام كرده‌‌اند، ما (نهضت آزاد ایران) به رغم نقدهايي كه به برخي از عملكردهاي ايشان داريم از نامزدي ايشان استقبال مي‌كنيم، زيرا:

  • او از صداقت، سلامت، فرهيختگي، اصالت و سابقه خانوادگي روشن، محبوبيت مردمي در داخل و اعتبار جهاني برخوردار است.
  • گفتمان خاتمي، يعني آزادي، دموكراسي و حقوق بشر مطالبه گذشته ملت ايران (از انقلاب مشروطيت) و امروز اكثريت قاطع ملت ايران است.
  • پاسخ به نياز همه‌جانبه مادي و معنوي ملت ايران به ويژه تأمين رفاه عمومي و تحقق عدالت اقتصادي جز با مشاركت دموكراتيك مردم يعني پيگيري گفتمان خاتمي امكان‌پذير نيست.
  • حضور گفتمان خاتمي نفي گفتمان اقتدارگرايي و تأمين منافع ملي است.
  • حضور گفتمان خاتمي مي‌تواند زمينه‌ساز خروج از بحران‌هاي جاري كشور، نجات ملي و اعتلاي هويت اسلامي و ملي باشد.

اما در شرایط كنوني چه انتظاراتی از خاتمي و خودمان داریم؟

انتظارات از خاتمي:
 

  • ارائه برنامه واقع‌بينانه براي پاسخ به نيازهاي مردمي و خروج كشور از بحران‌هاي جاري به‌طوري‌كه در طول چهار سال قابل ارزيابي باشد
  • حفظ جايگاه فراحزبي و گروهي براي شكل‌گيري عملي جبهه فراگير اصلاح‌طلبان به‌منظور جلب همكاري گسترده مردم و پشتيباني نظام‌مند از دولت آتي
  • تلاش براي اجماع نامزدهاي اصلاح‌طلب از طريق گفتگو و راهكارهاي دموكراتيك
  • تلاش براي تضمين سلامت انتخابات


انتظارات از خودمان:

  • منيت‌ها، خودخواهي‌ها، گروه‌گرايي‌ها را مهار كنيم و در راستاي منافع ملي همكاري‌هاي جمعی خودمان را توسعه دهيم تا رئيس‌جمهور فرهيخته و شايسته‌اي كه نماد ملت فرهيخته ايران باشد انتخاب شود.
  • براي توسعه و تقويت نهادهاي حامي ستاد آقاي خاتمي مجدانه تلاش كنيم.
  • خود و جامعه را به واقع‌بيني و بهره‌گيري از آزموده‌هاي گذشته دعوت كنيم و از طرح شعارها و مطالبات غيرعملي خودداري كنيم و فراموش نكنيم كه اصلاحات تدريجي است و بصورت گام به گام با فراهم شدن زمينه‌هاي لازم، تحولات اجتماعي امكان‌پذير مي‌شود.

 

یادداشت مهندس توسلی نشان می دهد که نهضت آزادی ایران به عنوان منسجم ترین حزب اپوزیسیون حاکمیت در داخل کشور نیز در انتخابات شرکت کرده و خاتمی را نماینده خود می داند. بنابراین کسانی که همیشه دم از تحریم می زنند این بار باید با هشیاری  و به مانند حزب اصیل نهضت آزادی با حضور و رای به خاتمی مجالی برای ظهور مجدد فاشیسم باقی نگذارند.

یا حق

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 11:41  توسط روایتگر   | 

زندگینامه دکتر مصدق بزرگترین رهبر آزادیخواه ایرانیان معاصر

دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد. پدر او ميرزا هدايت الله معروف به " وزير دفتر " از رجال عصر ناصري و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوهً عباس ميرزا وليعهد و نايت السلطنه ايران بود. ميرزا هدايت الله که مدت مديدي در سمت " رئيس دفتر استيفاء " امور مربوط به وزارت ماليه را در زمان سلطنت ناصرالدين شاه به عهده داشت، لقب مستوفي الممالکي را بعد از پسر عمويش ميرزا يوسف مستوفي الممالک از آن خود مي دانست، ولي ميرزا يوسف در زمان حيات خود لقب مستوفي الممالک را براي پسر خردسالش ميرزا حسن گرفت و ميرزا هدايت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ ميرزا يوسف، ناصرالدين شاه ميرزا هدايت الله را به کفالت امور ماليه و سرپرستي ميرزا حسن منصوب کرد.

ميرزا هدايت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترين آنها بود. هنگام مرگ ميرزا هدايت الله در سال 1271 شمسي محمد ده ساله بود، ولي ناصرالدين شاه علاوه بر اعطاي شغل و لقب ميرزا هدايت الله به پسر ارشد او ميرزا حسين خان، به دو پسر ديگر او هم القابي داد، و محمد را " مصدق السلطنه " ناميد. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکيش مي نويسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم ميرزا حسين وزير دفتر اختلاف پيدا کرد، با ميرزا فضل الله خان وکيل الملک منشي باشي وليعهد ( مظفرالدين شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبريز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "

محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در تبريز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدين شاه بر تخت سلطنت به سمت منشي مخصوص شاه تعيين شده بود، به تهران آمد. 

مصدق السلطنه با وجود سن کم در نخستين سالهاي خدمت در مقام مستوفي گري خراسان کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواريخ چنين مي نويسد: " ميرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفي و محاسب خراسان گويند، ليکن رتبه و حسب و نسب و استعدا و هوش و فضل و حسابداني اين طفل يک شبه ره صد ساله مي رود. اين جوان بقدري آداب دان و قاعده پرداز است که هيچ مزيدي بر آن متصور نيست. گفتار و رفتار و پذيرائي و احتراماتش در حق مردم به طوري است که خود او از متانت و بزرگي خارج نمي شود، ولي بدون تزوير و ريا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجاي مي آورد و نهايت مرتبه انسانيت و خوش خلقي و تواضع را سرمشق خود قرار داده است". 

مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولين انتخابات دوره مشروطيت نامزد وکالت شد. او به نمايندگي از طبقه اعيان و اشراف اصفهان در اولين دوره تقنينيه انتخاب گرديد؛ ولي اعتبار نامه او بدليل اين که سن او به سي سال تمام نرسيده بود رد شد. 

مصدق السلطنه در سال 1287 شمسي براي ادامه تحصيلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصيل در مدرسه علوم سياسي پاريس به سويس رفت و در اين مرحله به اخذ درجه دکتراي حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ايران با آغاز جنگ جهاني اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ايران مصدق السلطنه با سوابقي که در امور ماليه و مستوفي گري خراسان داشت به خدمت در وزارت ماليه دعوت شد.  دکتر مصدق قريب چهارده ماه در کابينه هاي مختلف اين سمت را حفظ مي کند تا اينکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزير وقت ماليه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت ماليه استعفا مي دهد و هنگام تشکيل کابينه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا مي شود. 

دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سويس که آنرا " وطن ثانوي " خود مي خواند مي نويسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بين ايران و انگليس منعقد گرديد.... تصميم گرفتم در سويس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قليلي هم کالا که در ايران کمياب شده بود خريده و به ايران فرستادم؛ و بعد چنين صلاح ديدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را نديده بودند به ايران بيايم و بعد از تصفيه کارهايم از ايران مهاجرت نمايم. اين بود که همان راهي که رفته بودم به قصد مراجعت به ايران حرکت نمودم..."  دکتر مصدق سپس شرح مفصلي از جريان مسافرت خود از طريق قفقاز به ايران داده و از آن جمله مي نويسد چون کمونيستها بر اين منطقه مسلط شده بودند، به او توصيه کرده بودند که دستهايش را با دوده سياه کند تا کسي او را سرمايه دار نداند! دکتر مصدق اضافه مي کند " به دستور ژنران قنسول ايران در تفليس اتومبيلي تهيه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکي برساند و از آنجا از طريق دريا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلي ) شويم. ولي چند ساعتي قبل از حرکت خبر رسيد که کمونيستها دربند را تصرف کرده اند که از اين طريق نيز مايوس شدم  و چون ناامني در تفليس رو به شدت مي گذاشت از همان خطي که آمده بودم به سويس مراجعت کردم."

بعد از مراجعت دکتر مصدق به سويس، مشيرالدوله که به جاي وثوق الدوله به نخست وزيري انتخاب شده بود، تلگرافي بعنوان مصدق السلطنه به سويس فرستاد و او را براي تصدي وزارت عدليه به ايران دعوت کرد. دکتر مصدق تصميم گرفت از راه بنادر جنوب به ايران مراجعت کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 12:58  توسط روایتگر   | 

خرداد 76 و خرداد 88 : شباهت ها و تفاوت ها

سلام

دیروز سید محمد خاتمی رسما اعلام کاندیداتوری کرد. سخنرانی ایشون رو میتونید از اینجا بگیرید.

آنچه مسلم است اکثر هواداران ایشان و طرفداران اصلاحات در ایران در آرزوی ایجاد دوم خردادی دیگر به سر می برند که دست بر قضا این بار 22 خرداد برگزار خواهد گردید.

اما باید ببینیم تفاوت های خرداد 76 با خرداد 88 در چیست و خاتمی 76 با خاتمی 88 چه تغییراتی کرده است.

مهمتر از همه از آنجا که تجربه 8 سال اصلاحات به دولتی نظیر دولت محمود احمدی نژاد ختم گردید، نخبگان و طرفداران اصلاحات باید در این اندیشه باشند که در صورت خلق دوم خردادی دیگر چه راهکاری می تواند از افول دوباره اصلاحات جلوگیری نماید.

در مورد خاتمی می توان گفت که وی تجربیات بیشتری نسبت به 12 سال پیش اندوخته است و مردم نیز شناخت شان از وی بیشتر شده است. این شناخت در عین حال که سبب ریزش آرای او در برخی اقشار خواهد شد اما به درک واقع بینانه تر از شرایط و آشنایی به موانع راه می تواند کمک کند.

به نظر نگارنده مهم ترین تفاوت خرداد 76 با خرداد 88 بایستی تفاوت میان هیجان و تدبیر باشد.

درست است که در جوانان موج احساسات غالب بر عقل گرایی می باشد و اکثریت حامیان سید خندان را همین قشر تشکیل می دهند، اما باید با روشن کردن راه و خط مشی سعی نمود تا هواداری ها بیش از آنکه جنبه احساسی و حمایت از یک قهرمان زورو مانند را داشته باشد ، بر پایه تفکر و مطالعه استوار گردد.

باید این احساس در جامعه به وجود آید که اگر دموکراسی در کشور حاکم شود همه اقشار از معلم و کارگر و کشاورز و روزنامه نگار و ... بهتر می توانند زندگی کنند و این استقرار دموکراسی بر شرایط اقتصادی ایشان نیز تاثیر مثبت خواهد گذاشت.

تجربه چهارساله احمدی نژاد باید این دستاورد را برای مردم ایجاد کند که جز در سایه جامعه ای مدنی و آزاد نمیتوان حتی به شرایط مطلوب معیشتی اقتصادی رسید.

بنابراین از طرفداران خاتمی انتظار می رود این بار با سر دادن شعارهای واقع بینانه تر و روشن نمودن راه و سختی های حاکم بر استقرار جمهوری، مانع از هدر رفتن فرصت های پیش رو شوند.

از احزاب و گروههای اجتماعی نیز انتظار میرود مردم را فقط برای زمان انتخابات نخواهند و در صورت پیروزی جبهه اصلاحات با ادامه ارتباط میان طبقات مختلف و دولت از طریق نهادسازی انجمن های صنفی در جهت ساختن جامعه مدنی تلاش نمایند تا شاهد ایرانی بهتر ، آبادتر و آزادتر باشیم.

به هر حال چند ماه آینده آبستن حوادث بسیاری خواهد بود و به نظر نگارنده این انتخابات می تواند آزمون بزرگی برای ملت ایران در انتخاب روش مورد علاقه برای حاکمیت بر سرنوشت خویش باشد. سه راه موجود است

1- تحت تاثیر القائات رسانه های حاکمیت قرار گرفتن و احیانا با دیدن ظاهر عوامفریبانه و مقدس مآب عده ای ، دولت چهار ساله احمدی نژاد را تمدید کردن

2- انتخاب مجدد دولت اصلاحات و علاقه به از سر گیری مطالباتی نظیر جامعه مدنی ، آزادی و استقلال . البته این بار با هوشیاری و ادامه دادن راه تا انتها . نشان دادن اینکه دموکراسی بهترین راه برای رفاه اقتصادی می باشد.

3- تحریم انتخابات و سیاه نمایی بیش از اندازه و به امید انقلابی دیگر نشستن تا اندک روزنه های موجود در سیستم نیز بسته شوند و ایران در سراشیبی میل به استبداد همچنان فرو غلتانده گردد.

راستی شما کدامیک را می پسندید؟

یاحق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:21  توسط روایتگر   | 

سقوط 79 و دانسته های نسل ما؟

سلام

اکنون در آستانه سی سالگی انقلابی هستیم که به فروپاشی نظام شاهنشاهی ( مشروطه سلطنتی) و تاسیس اولین جمهوری با عنوان " جمهوری اسلامی" در تاریخ ایران زمین منجر گردید.

در مورد انقلاب ایران کتاب ها و حرف و حدیث های بسیاری زده شده و می شود.

از کسانی که معتقدند این انقلاب با هدایت مستقیم امام زمان (عج) پیش رفته تا افرادی که می گویند این انقلاب نقشه امریکایی ها برای جلوگیری از قدرت ایران (شاه) در منطقه بوده است.

اما به واقع ما ایرانی ها و مخصوصا نسل جدید چقدر از این اتفاق می دانیم. به نظر من بهتر است که همه بدون هیچ حب و بغض خاصی به مطالعه و بررسی کتاب های تاریخی معتبر و متنوع بپردازیم تا بهتر راجع به کشور خود بدانیم.

نکته دوم اینکه عملکرد احیانا غلط مسئولین امروز نباید در قضاوت ما در مورد اصل جنبش ۱۹۷۹ تاثیر بگذارد و از طرفی نیز نباید تحت القائات سیستم آموزشی حکومتی گمان کنیم که محمدرضا پهلوی نماد کامل زشتی ها بوده و مسئولین جمهوری اسلامی الهه زیبایی ها هستند.

به جاست هر پدیده و رخدادی در جای خویش و با توجه به زمان خود و بدور از مقدس مآبی و کینه توزی مورد بررسی قرار گیرد تا بتواند چراغی برای ادامه راه و پیشرفت ایران زمین گردد.

نگارنده بر این باور است که افزایش میزان مطالعه نسل جدید راجع به حوادث معاصر ایرانیان از منابع معتبر و متنوع می تواند آینده ای همراه با پیشرفت و اعتلا برای وطنی که همه دوستش داریم بسازد. ( اگه کسی ایران رو دوست نداره و در آرزوی امریکا رفتن و یا در آرزوی افغانستان طالبانی ! به سر می بره مخاطب این نوشتار نیست) 

اگر ما خود تاریخ را نخوانیم دیگران آن را  هر گونه که دوست دارند برایمان روایت خواهند کرد ( کما اینکه سیمای ملی!!! دارد الان همین کار را می کند )

یاحق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 12:45  توسط روایتگر   |